!نود وجدان زنده فوتبال در حال نابودی
به خاطر دکور برنامه باشد یا دکور مجری اش، به خاطر شایعات ریز و درشت این روزها باشد یا فشار خون بعضی از رییس و روسا به خاطر مراعات حال مخابرات باشد که نمی تواند دوباره سیستم سخت افزاری اش را درست سر ساعت پخش برنامه متحول و اس ام اس ها را قطع کند یا چینی نازک خیال برخی از دست اندرکاران که با هر نقدی ترک می خورد و متلاشی می شود؛ هر چه هست، فردا شب «نود» است ، اما اثری از آن نيست. این، یعنی راحت بخواب خلافکار عزیزم

یک گام بزرگ و موثر تاریخی رو به عقب برداشتیم. از این به بعد درد «دانستن» را نمی چشیم حالا چریدن گوسفندها در چمن استادیوم ها آزارمان نمی دهد، تجمع غرورآفرین یک متر و نیمی پساب فاضلاب ورزشگاه ها، شام شیرین خانوادگی مان را تحت الشعاع قرار نمی دهد، ضرب و شتم پسربچه تماشاگر توسط لیدر گردن کلفت فلان تیم یا ضربه با توپ به توپ جمع کن کنار زمین روح لطیفمان را نمی آزرد، یا تماشای داور چهارمی که به جای تابلوی الکترونیکی یا حتی دستی،با عربده های گوشخراش از لب خط بازیکن تعویض شونده را صدا می زند، شگفتی مان را برنمی انگیزد.لذتی که در ندیدن و ندانستن هست، در هیچ چیز و هیچ کجای دیگری نیست. از «کبک» بپرسید تا توضیح بدهد دنیای زیر برف، چه سفیدی و روشنایی سحرآمیزی دارد
3-نود که نباشد همه راحتند؛ آن آقای فوتبالیست می تواند بعد از یک بازی به اصطلاح ملی و به اصطلاح دوستانه،تماشاگر زبان بسته ر ا در تونل استادیوم به ضرب مرگ کتک بزند. نود که نباشد فلان میهمان خارجی می تواند خودش را از رنج پیمودن مسیر توالت خلاص کند.نود که نباشد، آن آقای مدیر عامل همیشه طلبکار که هزار و 500 رقم ادعای فرهنگی توی آستینش حاضر و آماده دارد، با طیب خاطر می تواند به «رهگیری» تماس های تلفنی یک داور بخت برگشته فوتبال بپردازد نود که نباشد، سازمان محترم تربیت بدنی به جای چهار سال، هر چهار روز یک بار می تواند استادیوم افتتاح شده را دوباره افتتاح کند.اصولاً نبودن نود، همان طعم شیرین نبودن «آینه» را دارد؛بدون آینه، همه ما زیباییم، یک سر و گردن از لئوناردو دی کاپریو سرتریم و مو لای درز خوشگلی هیچ کداممان نمی رود
فردا دوشنبه است ، نه؟ حالا برخلاف رسم معمول و آن اعتیاد ننگین، شب را زودتر مي خوابيم
توی رویاهایمان دیدیم نقش جهان و یادگار امام تکمیل شدند یا دیدیم فلان مربی لمپن سرانجام شاگردانش را از ضرب و شتم در ملاعام معاف کرد.مي خوابيم با این امید که هیچ بازیکنی ساعت 30: 12 شب از دیوار هیات فوتبال بالا نرود و قراردادش را با فلان تیم شهرستانی به امضا نرساند.مي خوابيم در این حال و هوا که هیچ کمک داور بدبختی که در راه اعزام به ماموریت تصادف کرده و قطع نخاع شده، تک و تنها باقی نماند و فراموش نشود .این دوشنبه ها را زودتر می خوابیم، شاید خواب دیدیم از این به بعد رنگینک فیفارا از پایین به بالا می خوانند و فوتبال ما هی دارد پیشرفت می کند
.....اگر نود نباشه
.خب حالا دو پوستر از دو لژیونر خوب کشورمون ببینید که از این حاشیه ها جدا هستند
!برای دیدن اندازه واقعی پوسترها روی اون کلیک کنید
تا بعد
+ نوشته شده در یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 16:7  توسط یک هوادار
|
رسانههاي ايتاليا از حضور احتمالي «رونالدو» ستاره فوتبال برزيل در فيلمي ايراني استقبال كردند
پس از آنكه اوايل هفته اعلام شد؛ «محمدحسين لطيفي»، كارگردان ايراني قصد دارد فيلمي درباره «رونالدو» بسازد، رسانههاي ايتاليا به انعكاس آن پرداختند
.
روزنامه «گازتا دلا اسپورت»، معتبرترين روزنامه ورزشي ايتاليا در مقالهاي با عنوان «فيلمي براي صلح» نوشت: «با همكاري اتاق بازرگاني ايران– برزيل، زندگي رونالدو در يك فيلم ايراني بهتصوير كشيده خواهد شد
محمدحسين لطيفي، كارگردان ايراني اين فيلم، آن را صرفا براي كودكان فلسطيني در اردوگاههاي پناهندگان خواهد ساخت
دلا اسپورت در ادامه نوشت: «طبق توافقي كه در چند روز آينده ميان مدير برنامههاي رونالدو و رئيس اتاق بازرگاني ايران– برزيل امضا میشود، اين چهره سرشناس دنياي فوتبال، سفير صلحي براي خاورميانه خواهد شد

به گزارش ایسنا، اين توافقنامه كه به نوشته اين روزنامه بسيار جامع خواهد بود، اين امكان را ميدهد كه «رونالدو» علاوهبر بازي در فيلم، بهعنوان واسطه براي ترويج صلح در مناطق اشغالي فلسطين فعاليت كند
خبرگزاري «آنسا» ايتاليا نيز به نقل از «فرخ فرجي»، رئيس اتاق بازرگاني ايران– برزيل اعلام كرد، مذاكرات براي حضور رونالدو در اين فيلم احتمالا تا چند روز آينده به امضاي توافقنامه خواهد انجاميد
در سال 2008 فيلم «مارادونا» به كارگرداني «امير كاستاريكا» كه به جشنواره كن آمد، مورد استقبال فراوان قرار گرفت. امسال نيز «كن لوچ»، كارگردان نامدار انگليسي «اريك كانتونا»، ستاره سرشناس سابق باشگاه منچستريونايتد را محور اصلي فيلم جديدش قرار داد و به بخش رقابتي جشنواره كن آمد
.
خبر بعدي درمورد باشگاه اوساسوناست . اين تيم در يك بازي دوستانه در غياب ستاره هاي ايراني مسعود شجاعي و جواد نكونام متوقف شد.اين در حالي است كه اين ملي پوشان در يك بازي دوستانه ملي در كشور بوسني موفق به پيروزي 3 بر 2 شدند.بايد گفت مسعودشجاعي و جواد نكونام ناجيان اوساسونا هستند و اوساسونا بدون اين دو بازيكن ارزشمند حرفي براي گفتن ندارد
تا بعد
+ نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388ساعت 16:19  توسط یک هوادار
|
اوساسونا
وقتی مایکل رابینسون مهاجم سابق لیورپول و کارشناس فعلی تلویزیون اسپانیا در سال1987 از علاقهمندی اوساسونا به عقد قرارداد با وی خبردار شد، یک نقشة اسپانیا در دست گرفت و شروع به گشتن به دنبال شهری با این نام کرد. در واقع او باید پامپلونا یا به زبان محلی ایرونیا را جستوجو میکرد، شهری که نه به خاطر تیم دسته سومی اوساسونا در آن زمان، بلکه به خاطر جدالهای گاوبازی، ارنست همینگوی و یک هفته جشن تمام عیار در اوایل ماه جولای، دارای شهرتی جهانی است.نام اوساسونا از یک لغت باسکی به معنای «سلامتی» گرفته شده که اصطلاحی است که هنگام خوردن و آشاميدن به کار برده میشود. این واژة باسکی به خصوص در خیابانهای اطراف میادین گاوبازی شهر پامپلونا خیلی به گوش میرسد.نماد پامپلونا که اکنون دویست هزار سکنه را در خود جای داده، عمارت بزرگ کیدادلامربوط به قرن 16 میلادی است. اين عمارت در جنوب غربی این شهر قدیمی قرار گرفته و توسط یک پارک کمنظیر و زیبا و مملو از درختان سبز محصور شده است. اما یک طرفدار فوتبال عموما ترجیح میدهد قبل از حرکت به سوی استادیوم رعب آور اوساسونا موسوم به السادار، وقت خود را در میدان پر سر و صدای شهر یعنی پلاسا دل کاسیوبگذراندبرای رسیدن به استادیوم 20 هزار نفری ال سادار، از مرکز شهر، یک پیادهروی نسبتا طولانی را پیش رو خواهید داشت. در امتداد خیابان ساراگوسا و بعد از عبور از رودخانهای که از داخل شهر پامپلونا عبور میکند، به خیابان سادار خواهید رسیدورزشگاه نه چندان مدرن ال سادار در سال1967 به سبک استادیومهای انگلیسی ساخته شده و به طرفداران آتشین اوساسونا اجازة حضور در نزدیکی زمین و افزودن هیجان و حرارت را تا مرز رسیدن به نقطة جوش میدهدال سادار که به تازگی نام رسمی آن به استادیو رینو ده ناوارا تغییر پیدا کرده، در سالهای اخیر، مکانی رعبآور برای تیمهای میهمان بوده است، به خصوص اگر این تیم رئالمادرید باشد، طرفداران اوساسونا از ابراز تنفر نسبت به آنها نهایت لذت را خواهند برد. وقتی ال رئال وارد ال سادار میشود، شما میتوانید از بابت 90 دقیقه سر و صدا و بزن بزن روی سکوها مطمئن باشید.
باشگاه فوتبال اوساسونا در سال1920 تأسیس شد و در این مدت، سابقه 28 فصل حضور در دسته برتر، 33 فصل حضور در دسته دوم و 12 فصل حضور در دسته سوم را دارا است. بهترین عنوان آنها در لیگ دو مقام چهارمی در سالهای1991 و 2006 بوده است، ضمن اینکه در سال2005 به نایب قهرمانی جامحذفی رسیدند
.
پامپلونا و جشن سن فرمین
پامپلونا پایتخت ایالت ناوارا در شمال اسپانیا، شهری متوسط و نه چندان بزرگ با جمعیتی حدود دویست هزار نفر در نزدیکی مرز فرانسه است، که در فاصله 92 کیلومتری سنسباستین در 407 کیلومتری شمال غربی مادرید واقع شده است. از قرن نهم تا دوازدهم میلادی، ایالت ناوارسه به نام پادشاهی پامپلونا شناخته میشد. ایرونیا نام محلی شهر پامپلونا هم یک لغت باسکی به معنای «شهر» است. برای ناسیونالیستهای باسکی، پامپلونا یا ایرونیا به عنوان پایتخت تاریخی کشور باسک شناخته میشودمرکز تاریخی پامپلونا در سمت راست رودخانه آرگا زیرشاخة رود بزرگ ابرو قرار گرفته. این شهر به خاطر فستیوال سالانة سن فرمین مشهور است. وقتی ارنست همینگوی نویسندة نامدار آمریکایی در سال1923 برای اولین بار به تماشای یک مسابقة گاوبازی رفت، همسر خود هادلی را هم به همراه برد، چون معتقد بود این رویداد، اثر مثبتی روی پسرش که مدتی بعد به دنیا آمد، خواهد داشت در واقع همینگوی در کتاب خود تحت عنوان «خورشید هم طلوع میکند» (سال1926) این جشن محلی پامپلونا را به شهرت جهانی رساند. بعدها یکی از خیابانهای شهر به نام ارنست همینگوی نامگذاری شد. او همواره از طرفداران پر و پا قرص جشن سن فرمین و مسابقات گاوبازی بود؛ به طوری که بعد از مرگش در سال1961، دو بلیت مربوط به مسابقات گاوبازی آتی در پامپلونا در کشوی میز کاری او پیدا شدپامپلونا شهری عموما آرام است که هر سال در ششم جولای برای جشن سن فرمین ناگهان منفجر میشود. یک هفتة دیوانهکننده به طوری که به وضوح میتوانید شادی مردم را در اطراف خود حس کنید. مشهورترین رویداد، جشن دویدن گاوهای خشمگین در کوچههای باریک شهر است که در طول هفته (6 تا 14 جولای) هر روز ساعت 8 صبح شروع میشود و بیش از 5 دقیقه هم ادامه پیدا نمیکندالبته این مسابقه تحت کنترل است و گاوها توسط حفاظهای تعبیه شده در مسیر خود هدایت میشوند. سن فرمین در اصل نام یک شخصیت مذهبی است که داستان او به زمان حکومت رومیها در اسپانیا بر میگردد، یعنی زمانی که تبلیغ دین مسیح ممنوع شده بود
.
سن فرمین به همین جرم توسط رومیها گردن زده شد و طبق داستان، زنی از جمعیت پامپلونا با لباس یکدست سفید به سمت او رفت و سعی کرد تا جلوی خون سرخ را بگیرد. امروزه پوشیدن لباسهای یکدست سفید و بستن دستمال سرخ، در واقع نماد همان حادثة تاریخی است که بخشی از فستیوال سن فرمین را تشکیل میدهد.

غافلگيري ایرانی در پامپلونا
آنا مرینو*: جواد یا آنطور که طرفداران در اینجا او را صدا میزنند*نكویکی از بزرگترین غافلگيريهای فصل لالیگا بوده است، وقتی باشگاه خبر عقد قرارداد با یک هافبک ایرانی را اعلام کرد، مردم تا حدی غافلگیر شدند. هیچکس راجع به این بازیکن جوان چيزي نشنیده بود! فوتبال ایران در اروپا شناخته شده نیست، پس طرفداران نمیدانستند باید چه انتظاری از او داشته باشند.در واقع خیلیها فکر میکردند او یک خرید افتضاح برای باشگاه است .خب، اما حقیقت چیز دیگری بود! جواد در شروع فصل جدید اسپانیا به همة ما ثابت کرده که در مورد او اشتباه میکردیم. حتی گزارشگران تلویزیون، بحثهای ویژهای در مورد او داشتهاند. بعضي هم میگویند نکونام، یکی از بهترین خریدهایی است که اوساسونا در چند دهة اخیر انجام داده است.اوساسونا یک تیم بزرگ نیست و ستارههای بزرگی هم ندارد. ما سال قبل به لطف کار تیمی، کار بزرگی انجام دادیمتیم ما رونالدینیو، بکام یا رائول ندارد، اما مثل یک گروه قوی، منظم و منسجم است که در آن، هیچکس بزرگتر از دیگری نیست. یک دلیل دیگرش هم سیستم چرخشی مربی است: او هر هفته یازده نفر متفاوت را به زمین میفرستد. پس این شانس برای همه محفوظ است که برای رسیدن به ترکیب اصلی تلاش کنند.فوتبال در اسپانیا تا حدی متفاوت از سایر کشورهاست. بانوان عاشق فوتبال هستند و ما به این مسأله افتخار میکنیم. دیدن زنان و بچهها در استادیومهای اسپانیا کاملا پذیرفته شده و طبیعی است. من میدانم که در ایران وضعیت کاملا متفاوت است. حتی در انگلیس و فرانسه و بقیه هم فوتبال، بیشتر به عنوان یک ورزش مردانه شناخته میشوداما شرایط اوساسونا واقعا منحصر به فرد است، چون هر وقت تیم بازی دارد، تمامی شهر به یک استادیوم فوتبال تبدیل میشود. همة رستورانها، کافهها، تلویزیونها و رادیوهای منازل در حال پخش بازی هستند. شاید خندهدار باشد، اما در بسیاری از خانوادههای پامپلونا دخترها بیشتر از پدر خانواده به فوتبال علاقهمند هستند.

اما به جواد برگردیم؛ در این مدت کم، طرفداران عاشق او شدهاند. پاسها و توانایی بازیسازیاو بینهایت عالی است. ما یک جایزة محلی در پایان فصل داریم که اواو...اواو...اواو..(هماهنگ با شعار طرفداران در استادیوم) نام دارد و به بهترین بازیکن فصل اهدا مي شود .طرفداران بعد از هر بازی به بازیکن مورد علاقة خود رأی میدهند و حدس بزنید الان چه اتفاقی افتاده، جواد در این فهرست نفر اول است! نکونام همة پیشبینیها را تغییر داده و به یک چهرة بسیار محبوب در استادیوم دویست هزار نفری پامپلونا تبدیل شده

انا مرينو يك فوتبالدوست ساكن پامپلوناست كه اين يادداشت را به درخواست همشهري جوان نوشته است
منبع همشهري انلاين
+ نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 17:23  توسط یک هوادار
|